نفوس مردهنویسنده: میخائیل بولگاکفاین کتاب را ببینیدخریددر نمایشنامهی نفوس مرده که با الهام از کتابی به همین نام به قلم نیکلای گوگول نگاشته شده نیز از دنیای تصنعی و حماقت طبقهی اشرافیت و آرمانشهر ترسیمی آنان سخن میگوید و ...
نفوس مردهنویسنده: میخائیل بولگاکفاین کتاب را ببینیدخریددر نمایشنامهی نفوس مرده که با الهام از کتابی به همین نام به قلم نیکلای گوگول نگاشته شده نیز از دنیای تصنعی و حماقت طبقهی اشرافیت و آرمانشهر ترسیمی آنان سخن میگوید و ...
هيچكسى براى زندگيش خوابهاى خوب نديده بود. هيچكسى روى گهوارهش خم نشده بود تا براش پیروزی و درخشش و عشقهاى زیبا آرزو كنه. ديوانهها هميشه بچههايى هستن كه هيچكسى براشون خواب خوب نديده. (آرزو، بچه، خم، خواب، خوب، درخشش، دیوانه، زندگی، زیبا، عشق، هميشه، هیچ، هیچکس، پیروز، پیروزی، گهواره) اریک امانوئل اشمیت۱۹۶۰فرانسهاریک امانوئل اشمیت، نمایشنامهنویس، رماننویس و کارگردان فرانسوی-بلژیکی در مارس ۱۹۶۰ در فرانسه به دنیا میآید. در کودکی با دیدن تئاتری از ادموند رُستاک دگرگون شده و به دنیای تئاترعلاقهمند میشود و شروع به نوشتن میکند و چنانچه خودش بعدها تعریف میکند از همان زمان، یعنی شانزده سالگی ...مهمان ناخواندهخریدنویسنده: اریک امانوئل اشمیتمترجم: تینوش نظمجواین کتاب را ببینیدانسان توى يه زيرزمينه، آقاى اوبرزايت. تنها نورش مشعليه كه با تيكههاى پارچه و كمى روغن درست كرده. انسان مىدونه كه اين شعله هميشه روشن نمىمونه. انسان مؤمن جلو مىره و فكر مىكنه كه ته تونل درى وجود داره كه پشتش نوره... انسان خدانشناس مىدونه كه درى وجود نداره، ...برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
اریک امانوئل اشمیت۱۹۶۰فرانسهاریک امانوئل اشمیت، نمایشنامهنویس، رماننویس و کارگردان فرانسوی-بلژیکی در مارس ۱۹۶۰ در فرانسه به دنیا میآید. در کودکی با دیدن تئاتری از ادموند رُستاک دگرگون شده و به دنیای تئاترعلاقهمند میشود و شروع به نوشتن میکند و چنانچه خودش بعدها تعریف میکند از همان زمان، یعنی شانزده سالگی ...
مهمان ناخواندهخریدنویسنده: اریک امانوئل اشمیتمترجم: تینوش نظمجواین کتاب را ببینیدانسان توى يه زيرزمينه، آقاى اوبرزايت. تنها نورش مشعليه كه با تيكههاى پارچه و كمى روغن درست كرده. انسان مىدونه كه اين شعله هميشه روشن نمىمونه. انسان مؤمن جلو مىره و فكر مىكنه كه ته تونل درى وجود داره كه پشتش نوره... انسان خدانشناس مىدونه كه درى وجود نداره، ...
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر