تئوری های توطئه نویسنده: رابین رمزیاین کتاب را ببینیدخریددر این کتاب طی ۷ مبحث، تئوریهای توطئه بررسی شده است. به زعم نگارنده: مهمترین علت گسترش تئوریهای توطئه وجود توطئهی واقعی در تاریخ آمریکا است. مردم به تئوریهای توطئه باور دارند چون دنیا ...
تئوری های توطئه نویسنده: رابین رمزیاین کتاب را ببینیدخریددر این کتاب طی ۷ مبحث، تئوریهای توطئه بررسی شده است. به زعم نگارنده: مهمترین علت گسترش تئوریهای توطئه وجود توطئهی واقعی در تاریخ آمریکا است. مردم به تئوریهای توطئه باور دارند چون دنیا ...
من دنبال جهانی شدن نیستم، همین جوریاش هم نوشتن این نمایشنامهی لعنتی تمام وقتم رو گرفته!... هارولد پینتر | خیانت
انسان شهرش را عوض میکند، کشورش را عوض میکند و کابوسها را نه. (انسان، شهر، عوض، کابوس، کشور) رضا قاسمی1328اصفهانرضا قاسمی، داستاننویس، شاعر، موسیقیدان، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر در سال ۱۳۲۸ در شهر اصفهان به دنیا میآید. نوشتن را برای اولین بار درسن ۱۷ سالگی با نمایشنامه «کسوف» و کارگردانی را، با به روی صحنه بردن این نمایشنامه و نمایشنامهی «آمد و رفت» از بکت آغاز میکند. سپس وی به تحصیل در رشته ...وردی که برهها میخوانندخریدنویسنده: رضا قاسمی این کتاب را ببینیدراه پشت سر باز بود، اما غرور میبست راه گریز را. افتادم میان حلقهی آتش. گونهی راستم تیر کشید. استخوان پای چپم تیر کشید. پهلوی راستم تیر کشید. لب بالا... شکاف. پهلوی چپم... تیر. استخوان دندهها... درد. زیر چشم راستم... خون. از اعماق وجودم ناگهان قاتلی دوید توی عضلههای دست. چند برگ از این کتاب را اینجا در ...برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر از همین گونه لاموزیکا دومین ریشههای آسمان
رضا قاسمی1328اصفهانرضا قاسمی، داستاننویس، شاعر، موسیقیدان، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر در سال ۱۳۲۸ در شهر اصفهان به دنیا میآید. نوشتن را برای اولین بار درسن ۱۷ سالگی با نمایشنامه «کسوف» و کارگردانی را، با به روی صحنه بردن این نمایشنامه و نمایشنامهی «آمد و رفت» از بکت آغاز میکند. سپس وی به تحصیل در رشته ...
وردی که برهها میخوانندخریدنویسنده: رضا قاسمی این کتاب را ببینیدراه پشت سر باز بود، اما غرور میبست راه گریز را. افتادم میان حلقهی آتش. گونهی راستم تیر کشید. استخوان پای چپم تیر کشید. پهلوی راستم تیر کشید. لب بالا... شکاف. پهلوی چپم... تیر. استخوان دندهها... درد. زیر چشم راستم... خون. از اعماق وجودم ناگهان قاتلی دوید توی عضلههای دست. چند برگ از این کتاب را اینجا در ...
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر