![]() | میدانستم اگر بعد از تولد او، تو را، همهی زندگی را، از دست میدادم، باور کن که همآغوشی را ادامه نمیدادم و پَسَت میزدم. باشد که از من دلگیر میشدی و هیچوقت نمیتوانستم توضیحی برای رفتارم داشته باشم. پست میزدم. سعید منافی | پیر مرگ | ![]() |
زندگینامه و خاطرات | نامهنگاری

یادنامه
خریدنویسنده: شجاعالدین شفا
برای آزادی و سربلندی ایران تنها یک راه وجود دارد روشنگری، روشنگری... و باز هم روشنگری.

















