![]() | صدای شکستن... میشکند اَنار...میجهد خون اَنار...حبّههای سرخ میچرخند در هوا... مینشینند حبّهها... مینشیند خون اَنار... بستر گلگون... حریر پیراهن گلگون... حبّهها مانده روی بستری سپید...سرخ... سرخ... سرخ... بادی خاموش میکند روشنایی شمعها... محمد چرمشیر | روایت عاشقانهای از مرگ در ماه اردیبهشت | ![]() |
کتـابها
ناکجا کتابهای نویسندگان ایران و جهان را، از این سو و آن سوی زمین، در دسترس مخاطب فارسی زبان در هر نقطهی دنیا قرار میدهد...

ظلمات
خریدنویسنده: محمدعلی علومی

جاده
خریدنویسنده: کورمک مک کارتی
مترجم: حسین نوش آذر
















