![]() | میدانستم اگر بعد از تولد او، تو را، همهی زندگی را، از دست میدادم، باور کن که همآغوشی را ادامه نمیدادم و پَسَت میزدم. باشد که از من دلگیر میشدی و هیچوقت نمیتوانستم توضیحی برای رفتارم داشته باشم. پست میزدم. سعید منافی | پیر مرگ | ![]() |

شعر خودش میآید، ما تسلیماش میشویم و او کار خودش را میکند، عاشقی میکند، فریاد میزند، به سوگ مینشیند، با زبانی غیر معمول از تبسمی دلانگیز تا خیالی شورانگیز و گاه غمی، دردی، زخمی... شعر سنگر میشود و غریو پرشور رهایی سر میدهد... شعر را حافظ میگوید، خیام، سعدی، و وقتی نو میشود نیما، شاملو و فروغ و... در غرب شکسپیر، بودلر، لویی آراگون... و محمود درویش در فلسطین...

شعر سکوت
خریدنویسنده: بیژن جلالی
با مرگ بگریزم | تا کهکشانها | زیرا با زندگی | راه چندان دوری نمیتوان رفت...

شب زنبیل سیاهیست
خریدنویسنده: گابریلا میسترال
مترجم: فواد نظیری

سیب و سرباز
خریدنویسنده: گروهی
مترجم: خسرو ناقد
کتاب حاضر برگزیدهی اشعار شاعران معاصر جهان که از منابع مختلف ترجمه و گرآوری شده است.

زیر خونسردترین برف جهان
خریدنویسنده: میمنت میرصادقی
پشت دریچه جهان، کاغذهای سوخته، زیر خونسردترین برف جهان، و به یک زبان عاشق میشویم...














