![]() | صدای شکستن... میشکند اَنار...میجهد خون اَنار...حبّههای سرخ میچرخند در هوا... مینشینند حبّهها... مینشیند خون اَنار... بستر گلگون... حریر پیراهن گلگون... حبّهها مانده روی بستری سپید...سرخ... سرخ... سرخ... بادی خاموش میکند روشنایی شمعها... محمد چرمشیر | روایت عاشقانهای از مرگ در ماه اردیبهشت | ![]() |

ادبیات فارسی

آدمها
خریدنویسنده: احمد غلامی

















