آههای من اول فقط تا مویِ سرم بالا میرفت، تا جایی که قادر به دیدن آن هم نیستم؛ من اما هر بار رفتنش را تصور میکردم و میدیدم که دوباره با بادها میرفت. رفیع جنید | هــــــا
هرمز ریاحینویسنده آثار در ناکجا نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا کارلاخریدنویسنده: هرمز ریاحی این کتاب را ببینید...برای پاسداری از «هوم سفید» که در دریای فراخکرد رُسته و «انوشی» ـ اکسیر جاودانگی ـ در آن است هرمزد دو «ماهی کر» آفرید که همواره پیرامون هوم میگردند. «ماهیان مینوخورشاند که ایشان را خورش نباید؛ تا فرشکرد به نبرد ایستند» ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
هرمز ریاحینویسنده آثار در ناکجا نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا کارلاخریدنویسنده: هرمز ریاحی این کتاب را ببینید...برای پاسداری از «هوم سفید» که در دریای فراخکرد رُسته و «انوشی» ـ اکسیر جاودانگی ـ در آن است هرمزد دو «ماهی کر» آفرید که همواره پیرامون هوم میگردند. «ماهیان مینوخورشاند که ایشان را خورش نباید؛ تا فرشکرد به نبرد ایستند» ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
کارلاخریدنویسنده: هرمز ریاحی این کتاب را ببینید...برای پاسداری از «هوم سفید» که در دریای فراخکرد رُسته و «انوشی» ـ اکسیر جاودانگی ـ در آن است هرمزد دو «ماهی کر» آفرید که همواره پیرامون هوم میگردند. «ماهیان مینوخورشاند که ایشان را خورش نباید؛ تا فرشکرد به نبرد ایستند» ...
کارلاخریدنویسنده: هرمز ریاحی این کتاب را ببینید...برای پاسداری از «هوم سفید» که در دریای فراخکرد رُسته و «انوشی» ـ اکسیر جاودانگی ـ در آن است هرمزد دو «ماهی کر» آفرید که همواره پیرامون هوم میگردند. «ماهیان مینوخورشاند که ایشان را خورش نباید؛ تا فرشکرد به نبرد ایستند» ...
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر