![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |
زمخت
اینجا همه چی زود کهنه و فرسوده میشه، زنها از همه چی زودتر. اینجا همه چی زود سخت و زُمُخت و خشک میشه، مردها از همه چی زودتر...








