![]() | وقتی مُرد، انگار یهباره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همهمون یه موقع وقتمون میشه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق میافته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور | خانه اجاره ای | ![]() |
کتـابها
ناکجا کتابهای نویسندگان ایران و جهان را، از این سو و آن سوی زمین، در دسترس مخاطب فارسی زبان در هر نقطهی دنیا قرار میدهد...

دقیقی
خریدنویسنده: محمد دهقاني

امپراتوری نشانهها
خریدنویسنده: رولان بارت
مترجم: ناصر فکوهی
















