![]() | وقتی مُرد، انگار یهباره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همهمون یه موقع وقتمون میشه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق میافته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور | خانه اجاره ای | ![]() |

ژان باتیست تاورنیه
1689

سو تاونسند
1946

بابارا تاکمن
۱۹۱۲

رابیندرانات تاگور
۷ مه۱۸۶۱

آن تایلر
1941

کرسمان تایلور
۱۹۰۳

پرویز تاییدی

بابک تبرایی

ماریا تبریزپور
1357









