![]() | وقتی مُرد، انگار یهباره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همهمون یه موقع وقتمون میشه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق میافته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور | خانه اجاره ای | ![]() |
رستم
بگو ببینم رستم تو چطور آدمی بود؟ مثه رستم شاهنامه یال و کوپال داشت یا نه؟ رخش سوار میشد یا تویوتای ژاپنی؟








