حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه
شهروز عمیدیمترجم نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا داستان هاي کرونوپيوها و فاماهاخریدنویسنده: خولیو کورتاسارمترجم: طلوع ریاضی، شهروز عمیدیاین کتاب را ببینیدناشر دربارهی این اثر آورده است: «نمیدانم، نگاه کن، چه وحشتناک باران میبارد. مدام باران میبارد، آن بیرون، سنگین و خاکستریرنگ. اینجا باران با قطرات درشت، سخت و دلمهبستهاش بر روی بالکن میخورد و بهسان ضربات سیلی، قطرهها بنگ صدا میکنند و یکی پس از دیگری درهم میشکنند، چه ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
شهروز عمیدیمترجم نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا داستان هاي کرونوپيوها و فاماهاخریدنویسنده: خولیو کورتاسارمترجم: طلوع ریاضی، شهروز عمیدیاین کتاب را ببینیدناشر دربارهی این اثر آورده است: «نمیدانم، نگاه کن، چه وحشتناک باران میبارد. مدام باران میبارد، آن بیرون، سنگین و خاکستریرنگ. اینجا باران با قطرات درشت، سخت و دلمهبستهاش بر روی بالکن میخورد و بهسان ضربات سیلی، قطرهها بنگ صدا میکنند و یکی پس از دیگری درهم میشکنند، چه ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
داستان هاي کرونوپيوها و فاماهاخریدنویسنده: خولیو کورتاسارمترجم: طلوع ریاضی، شهروز عمیدیاین کتاب را ببینیدناشر دربارهی این اثر آورده است: «نمیدانم، نگاه کن، چه وحشتناک باران میبارد. مدام باران میبارد، آن بیرون، سنگین و خاکستریرنگ. اینجا باران با قطرات درشت، سخت و دلمهبستهاش بر روی بالکن میخورد و بهسان ضربات سیلی، قطرهها بنگ صدا میکنند و یکی پس از دیگری درهم میشکنند، چه ...
داستان هاي کرونوپيوها و فاماهاخریدنویسنده: خولیو کورتاسارمترجم: طلوع ریاضی، شهروز عمیدیاین کتاب را ببینیدناشر دربارهی این اثر آورده است: «نمیدانم، نگاه کن، چه وحشتناک باران میبارد. مدام باران میبارد، آن بیرون، سنگین و خاکستریرنگ. اینجا باران با قطرات درشت، سخت و دلمهبستهاش بر روی بالکن میخورد و بهسان ضربات سیلی، قطرهها بنگ صدا میکنند و یکی پس از دیگری درهم میشکنند، چه ...
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر