اشکها و لبخندهانویسنده: بریژیت لبه، میشل پوشاین کتاب را ببینیدخریدمحور اصلی کتابهای یک فنجان فلسفه کمک به نوجوانان برای درک مفاهیم اندیشه و فلسفه و تفکر دربارهی پرسشهای اساسی زندگی است. نویسندگان این مجموعه «بریژیت لبه» و ...
اشکها و لبخندهانویسنده: بریژیت لبه، میشل پوشاین کتاب را ببینیدخریدمحور اصلی کتابهای یک فنجان فلسفه کمک به نوجوانان برای درک مفاهیم اندیشه و فلسفه و تفکر دربارهی پرسشهای اساسی زندگی است. نویسندگان این مجموعه «بریژیت لبه» و ...
اگر قرار است خدمتکار باشی، کسی را پیدا کن که از خدمتِ تو به بهترین نحو بهره جوید! فردریش نیچه | چنین گفت زرتشت
سعید شریفینویسنده آثار در ناکجا نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا در ماهی میمیریمخریدنویسنده: سعید شریفی این کتاب را ببینیدمن هرگز متولد نمیشوم. چون قبل از اینکه مردی که میشد بعدها پدر صدایش کنم با زنی حرف بزند که میشد مادرم باشد، زن میرود و بعدها هرگز پدرم پیدایش نمیکند. شاید هم هرگز دنبالش نمیرود من چیزی نمیدانم. اگر هم میدانستهام، از یاد بردهام. نمیتوانم خیلی چیزها را برای زمانی طولانی در خاطرم حفظ ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
سعید شریفینویسنده آثار در ناکجا نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا در ماهی میمیریمخریدنویسنده: سعید شریفی این کتاب را ببینیدمن هرگز متولد نمیشوم. چون قبل از اینکه مردی که میشد بعدها پدر صدایش کنم با زنی حرف بزند که میشد مادرم باشد، زن میرود و بعدها هرگز پدرم پیدایش نمیکند. شاید هم هرگز دنبالش نمیرود من چیزی نمیدانم. اگر هم میدانستهام، از یاد بردهام. نمیتوانم خیلی چیزها را برای زمانی طولانی در خاطرم حفظ ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
در ماهی میمیریمخریدنویسنده: سعید شریفی این کتاب را ببینیدمن هرگز متولد نمیشوم. چون قبل از اینکه مردی که میشد بعدها پدر صدایش کنم با زنی حرف بزند که میشد مادرم باشد، زن میرود و بعدها هرگز پدرم پیدایش نمیکند. شاید هم هرگز دنبالش نمیرود من چیزی نمیدانم. اگر هم میدانستهام، از یاد بردهام. نمیتوانم خیلی چیزها را برای زمانی طولانی در خاطرم حفظ ...
در ماهی میمیریمخریدنویسنده: سعید شریفی این کتاب را ببینیدمن هرگز متولد نمیشوم. چون قبل از اینکه مردی که میشد بعدها پدر صدایش کنم با زنی حرف بزند که میشد مادرم باشد، زن میرود و بعدها هرگز پدرم پیدایش نمیکند. شاید هم هرگز دنبالش نمیرود من چیزی نمیدانم. اگر هم میدانستهام، از یاد بردهام. نمیتوانم خیلی چیزها را برای زمانی طولانی در خاطرم حفظ ...
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر