رد پای برف تابلوغ ...نویسنده: سیدعلی صالحیاین کتاب را ببینیدخریداگر عشق | آخرین عبادت ما نیست | پس آمدهایم اینجا برای کدام درد بیشفا | شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟...
رد پای برف تابلوغ ...نویسنده: سیدعلی صالحیاین کتاب را ببینیدخریداگر عشق | آخرین عبادت ما نیست | پس آمدهایم اینجا برای کدام درد بیشفا | شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟...
چقدر میتوانیم صبور باشیم | تا دستی | که تنور جنگ را گرم میکند | روزی | در دهان صلح نان بگذارد؟ شبنم آذر | خونماهی
برج چشمهای سعیده را بوسیدم و از بالا انداختمش پایین. سعیده از وسط آتش و دود به سرعت پایین میآمد. من پایین برج ایستاده بودم, کنار یک حوض بزرگ پر از آب.فریبا شهلایی | چه کنم چه کنم ها (آب، بالا، برج، بوسیدن، حوض، سرعت، وسط، پایین، چشم) Tweet
چشمهای سعیده را بوسیدم و از بالا انداختمش پایین. سعیده از وسط آتش و دود به سرعت پایین میآمد. من پایین برج ایستاده بودم, کنار یک حوض بزرگ پر از آب.فریبا شهلایی | چه کنم چه کنم ها (آب، بالا، برج، بوسیدن، حوض، سرعت، وسط، پایین، چشم) Tweet