![]() | برای مدتی مغازهی ساعتفروشی باز کردم، مغازه که نبود. سر و کار داشتن بیش از حد با زمان و تاریخ، افسردهام میکرد. برای خلاصی از افسردهگی شغلی، عطر فروشی بهترین راه حل بود. مغازه نزدم. یک جعبه پر از عطر برداشتم و در کوچهها داد زدم: «عطر، عطر خالص، عطر تازه.» رضا علی پور | شهر بزرگ ابر بزرگ نمی خواهد | ![]() |
دادگاه
از کسی شنیده بودم که ابراهیم یونسی توی دادگاه وقتی قرار بوده به جای اعدام، به حبس ابد محکوم شود، پای مصنوعیاش را درمیآورد و به سمت عکس شاه پرتاب میکند و میگوید اگر به خاطر این پای مصنوعی اعلیحضرت میخواهد من را ببخشد، من این پا و این بخشش را نمیخواهم.








