![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |
سیاست
به من چه سیاستتون، مجبور بودنتون، داستانهای مسخرهتون ؟ من هنوز هم میتونم به همهی اون چیزایی که دوست ندارم بگم "نه"، قضاوتش هم فقط با خودمه. شما هم با تاج و تختتون، با سربازاتون و با این دم و دستگاهتون، فقط میتونین من رو به مرگ محکوم کنین، چون گفتین "باشه".








