![]() | پیش از دیدنش گمان نمیکردم از آن تاریکی، از آن همه ابهام و ندانستن من؛ از او و از تنش عطر اقاقیا بیاید. بو کردم تا در خاطرم خوب بماند و خوب به حافظهام بسپارمش. نفس کشیدمش از ابتدای تنش، از انگشتهای پاهایش تا پیشانیاَش و دوباره و چندباره، تا آنجا که به درونش میرسید. امید بلاغتی | حرمان | ![]() |

شمس لنگرودی
1330

نیره بالایی لنگرودی

مایکل لنگفورد
1933

دنیس لهین
1965

ارلند لو
1969













