![]() | من دوست دارم غروب بیفته وسط سفر اگه اولش باشه دلم میگیره، اخرشم که باشه دیگه بدتر. از طلوع خورشید حرصم درمیاد. چون مال اونایی که فکر میکنند یا دوست دارن یه روز به جایی برسند، یا مال بدبختهایی که مجبورند دنبال یک لقمه نون بخور نمیر صبح زود از خونه بزن بیرون. یعقوب یادعلی | آداب بیقراری | ![]() |

روایتهای بلند مرسوم و گاهی نامرسوم، خیالات، حوادث، رویدادهایی مبتنی بر طرح، حادثه، شخصیت، در مکانها و زمانهایی که گاه جا به جا میشوند. در غرب با نویسندگانی چون جیمز جویس، ولادیمیر ناباکوف، جان اشتاینبک، جی دی سلینجر، و در ایران با میرزا حبیب اصفهانی آغاز میشود و بعدها هدایت، احمد محمود، دولتآبادی و...

جسم و جان
خریدنویسنده: میلان کوندرا
مترجم: احمد میرعلایی

سلاح سرد
خریدنویسنده: علی عرفان
این داستان، شامل چهار بخش با نامهای سلاح سرد، یک نفرین، در خلسه دود تریاک و دوزخیان بهشتی است.
















