![]() | و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه | ![]() |
سیاست
به من چه سیاستتون، مجبور بودنتون، داستانهای مسخرهتون ؟ من هنوز هم میتونم به همهی اون چیزایی که دوست ندارم بگم "نه"، قضاوتش هم فقط با خودمه. شما هم با تاج و تختتون، با سربازاتون و با این دم و دستگاهتون، فقط میتونین من رو به مرگ محکوم کنین، چون گفتین "باشه".








