![]() | و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه | ![]() |
مدیون
دعوامان تمام شد و من رفتم دستشویی جهتِ فکر کردن... من به دستشویی خیلی مدیونم... همهی پیشرفت و کلاً همهچیزم را از دستشویی دارم...








