حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه
امین مرادیشاعر آثار در ناکجا نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا ازدفتری به همین نامخریدنویسنده: امین مرادی این کتاب را ببینیدبه این قاب میآیی | به من میآیی | به این لبخند که سالهاست | روی چهرهات بازی میکند | تو میآیی | باد میآید| و سالها کنار تو | کناره میگیرند | تا توی خوابهایم | با خودت حرف بزنی | من میروم | باد میآید و | اتوبوسها، راهِ رفته را برمیگردند | تا به این لبخند باز هم بخندی... ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
امین مرادیشاعر آثار در ناکجا نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا ازدفتری به همین نامخریدنویسنده: امین مرادی این کتاب را ببینیدبه این قاب میآیی | به من میآیی | به این لبخند که سالهاست | روی چهرهات بازی میکند | تو میآیی | باد میآید| و سالها کنار تو | کناره میگیرند | تا توی خوابهایم | با خودت حرف بزنی | من میروم | باد میآید و | اتوبوسها، راهِ رفته را برمیگردند | تا به این لبخند باز هم بخندی... ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
ازدفتری به همین نامخریدنویسنده: امین مرادی این کتاب را ببینیدبه این قاب میآیی | به من میآیی | به این لبخند که سالهاست | روی چهرهات بازی میکند | تو میآیی | باد میآید| و سالها کنار تو | کناره میگیرند | تا توی خوابهایم | با خودت حرف بزنی | من میروم | باد میآید و | اتوبوسها، راهِ رفته را برمیگردند | تا به این لبخند باز هم بخندی... ...
ازدفتری به همین نامخریدنویسنده: امین مرادی این کتاب را ببینیدبه این قاب میآیی | به من میآیی | به این لبخند که سالهاست | روی چهرهات بازی میکند | تو میآیی | باد میآید| و سالها کنار تو | کناره میگیرند | تا توی خوابهایم | با خودت حرف بزنی | من میروم | باد میآید و | اتوبوسها، راهِ رفته را برمیگردند | تا به این لبخند باز هم بخندی... ...
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر