آبی ماورای بحارنویسنده: شهریار مندنی پوراین کتاب را ببینیدخرید... رنج خود را گفت و به راه خود رفت، اما هنوز انگار هیچ از آن کابوس نگفنه و به راه خود رفته. من هم که دارم هنوز میگویم، و از کابوسم میگویم، کابوسم تا قوزک کابوسی که به ما ...
آبی ماورای بحارنویسنده: شهریار مندنی پوراین کتاب را ببینیدخرید... رنج خود را گفت و به راه خود رفت، اما هنوز انگار هیچ از آن کابوس نگفنه و به راه خود رفته. من هم که دارم هنوز میگویم، و از کابوسم میگویم، کابوسم تا قوزک کابوسی که به ما ...
زهره ضیایینویسنده متولد: 1332 ایرانآثار در ناکجا نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا آینه وصالخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدتعطيلات نوروز و سيزده به در را به عزاداري و سر خاک فيروز سپري كردند. روز چهاردهم فروردين، صبح زود، با دلي آكنده از غم و اندوه، درحالي كه طلا، پاره جگرش را زير خاک سرد و سياه كرمانشاه تنها ميگذاشت آنجا را ترک كردند. گوهرتاج خانم و خانم نيكخواه همراه طلا و بچهها به قصرشيرين بازگشتند. دلداريهاي گوهرخانم و دوستان و محبتهاي رشيد خان در ... مادرخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدمه لقا در يك خانوادة قديمي كرمانشاهي به دنيا آمد. او در ازدواج اولش به دليل كشته شدن نامزدش در روز عروسي ناكام ميشود. پس از آن افسري دلباختة او ميگردد و آن دو پس از چندي با يكديگر ازدواج ميكنند و صاحب چند فرزند ميشوند. بعد از مدتي شوهر مه لقا در جواني بر اثر بيماري از دنيا ميرود و مه لقا كه اينك مادر چهار فرزند است، متحمل ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
زهره ضیایینویسنده متولد: 1332 ایرانآثار در ناکجا نظرات شما آثار این نویسنده در ناکجا آینه وصالخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدتعطيلات نوروز و سيزده به در را به عزاداري و سر خاک فيروز سپري كردند. روز چهاردهم فروردين، صبح زود، با دلي آكنده از غم و اندوه، درحالي كه طلا، پاره جگرش را زير خاک سرد و سياه كرمانشاه تنها ميگذاشت آنجا را ترک كردند. گوهرتاج خانم و خانم نيكخواه همراه طلا و بچهها به قصرشيرين بازگشتند. دلداريهاي گوهرخانم و دوستان و محبتهاي رشيد خان در ... مادرخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدمه لقا در يك خانوادة قديمي كرمانشاهي به دنيا آمد. او در ازدواج اولش به دليل كشته شدن نامزدش در روز عروسي ناكام ميشود. پس از آن افسري دلباختة او ميگردد و آن دو پس از چندي با يكديگر ازدواج ميكنند و صاحب چند فرزند ميشوند. بعد از مدتي شوهر مه لقا در جواني بر اثر بيماري از دنيا ميرود و مه لقا كه اينك مادر چهار فرزند است، متحمل ... نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
آینه وصالخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدتعطيلات نوروز و سيزده به در را به عزاداري و سر خاک فيروز سپري كردند. روز چهاردهم فروردين، صبح زود، با دلي آكنده از غم و اندوه، درحالي كه طلا، پاره جگرش را زير خاک سرد و سياه كرمانشاه تنها ميگذاشت آنجا را ترک كردند. گوهرتاج خانم و خانم نيكخواه همراه طلا و بچهها به قصرشيرين بازگشتند. دلداريهاي گوهرخانم و دوستان و محبتهاي رشيد خان در ... مادرخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدمه لقا در يك خانوادة قديمي كرمانشاهي به دنيا آمد. او در ازدواج اولش به دليل كشته شدن نامزدش در روز عروسي ناكام ميشود. پس از آن افسري دلباختة او ميگردد و آن دو پس از چندي با يكديگر ازدواج ميكنند و صاحب چند فرزند ميشوند. بعد از مدتي شوهر مه لقا در جواني بر اثر بيماري از دنيا ميرود و مه لقا كه اينك مادر چهار فرزند است، متحمل ...
آینه وصالخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدتعطيلات نوروز و سيزده به در را به عزاداري و سر خاک فيروز سپري كردند. روز چهاردهم فروردين، صبح زود، با دلي آكنده از غم و اندوه، درحالي كه طلا، پاره جگرش را زير خاک سرد و سياه كرمانشاه تنها ميگذاشت آنجا را ترک كردند. گوهرتاج خانم و خانم نيكخواه همراه طلا و بچهها به قصرشيرين بازگشتند. دلداريهاي گوهرخانم و دوستان و محبتهاي رشيد خان در ...
مادرخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدمه لقا در يك خانوادة قديمي كرمانشاهي به دنيا آمد. او در ازدواج اولش به دليل كشته شدن نامزدش در روز عروسي ناكام ميشود. پس از آن افسري دلباختة او ميگردد و آن دو پس از چندي با يكديگر ازدواج ميكنند و صاحب چند فرزند ميشوند. بعد از مدتي شوهر مه لقا در جواني بر اثر بيماري از دنيا ميرود و مه لقا كه اينك مادر چهار فرزند است، متحمل ...
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر