![]() | وقتی فاصلهی کمی بین ما بود، لبهایم طوری رفتار میکردند که انگار با کلمه نبود که به او سلام میدادم یا گفتگو میکردم، بلکه با همهی حس وجودم مخاطب او میشدم. و صدایش را نه با گوشها و شنوائیم میشنیدم که انگار با پوست تنم میشنیدم و معنا میکردم ابوتراب خسروی | | ![]() |
تمیز
کی این پنجرهها رو پاک کرده بود؟ با چی پاک کرده بود؟ به گمونم با روزنامه و شیشهپاککن. یعنی روزنامه این قدر تمیزه که میشه باهاش پنجره پاک کرد؟
خانهاش از تمیزی بوی هیچچیز نمیداد. بوی خانههایی را میدهد که کسی در آن زندگی نمیکند.








