مسافراننویسنده: بهرام بیضاییاین کتاب را ببینیدخریدمهتاب، خواهر ماهرخ به همراه شوهر و دو فرزندش از شمال به طرف تهران حرکت میکند تا آینه موروثی نوعروس خانواده را به مراسم ازدواج خواهرش برساند. در راه زنی روستایی با آنها همسفر میشود، اما ...
مسافراننویسنده: بهرام بیضاییاین کتاب را ببینیدخریدمهتاب، خواهر ماهرخ به همراه شوهر و دو فرزندش از شمال به طرف تهران حرکت میکند تا آینه موروثی نوعروس خانواده را به مراسم ازدواج خواهرش برساند. در راه زنی روستایی با آنها همسفر میشود، اما ...
زلزله ما که مادر نداشتیم | زلزله بود | که گهوارهمان را تکان میدادعلی عبدالرضایی | زخم باز (زلزله، مادر، گهواره) Tweet
ما که مادر نداشتیم | زلزله بود | که گهوارهمان را تکان میدادعلی عبدالرضایی | زخم باز (زلزله، مادر، گهواره) Tweet