![]() | در خشنترین لحظات، ناگهانیترین لحظات زندگی، همیشه به نظر متعجب میآمد، متعجب، آری، واژهی دیگری پیدا نمیکنم، متعجب، در نهایت تعجب، و تعجب برای او همیشه ابراز بیانصافی بود، ابراز کشف بیانصافی. ژان لوک لاگارس | در خانهام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید | ![]() |








