![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |
کنترل
ریموتِ کنترلِ این دنیا را یا یکی لِه کرده است | یا یکی کنار تلویزیون گذاشته است | و یا یکی اشتباهی با خودش به آشپزخانه برده است.








