![]() | پیش از دیدنش گمان نمیکردم از آن تاریکی، از آن همه ابهام و ندانستن من؛ از او و از تنش عطر اقاقیا بیاید. بو کردم تا در خاطرم خوب بماند و خوب به حافظهام بسپارمش. نفس کشیدمش از ابتدای تنش، از انگشتهای پاهایش تا پیشانیاَش و دوباره و چندباره، تا آنجا که به درونش میرسید. امید بلاغتی | حرمان | ![]() |

بهزاد قادری

علی قادری

نصرالله قادری
1339

بهرنگ قاسمی
1361

رضا قاسمی
1328

ضیاء قاسمی












