![]() | حکم تیر از روی مناره که میآید | چشمهای تو همراه من است علیرضا بهنام | صدایم كن خضرا | ![]() |
تور
داشت سوتیناش را میپوشید. سیاه بود. توری عین مال مامان. الان میدانم همه ی زنها یکی از آن توریها همیشه دارند.
![]() | حکم تیر از روی مناره که میآید | چشمهای تو همراه من است علیرضا بهنام | صدایم كن خضرا | ![]() |
داشت سوتیناش را میپوشید. سیاه بود. توری عین مال مامان. الان میدانم همه ی زنها یکی از آن توریها همیشه دارند.