چقدر میتوانیم صبور باشیم | تا دستی | که
تنور جنگ را گرم میکند | روزی | در دهان صلح
نان بگذارد؟شبنم آذر | خونماهی
سطل
پدر بوی شرجی و هندوانه را توی حمام، به
صابون و سطل آب میسپارد. مادر، حولهی رنگ
و رو رفته را به پدر میدهد و سفرهی هميشگی
را پهن میکند. من گريگور سامسا را محکم توی
کتاب فشار میدهم.