ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

می‌دانستم اگر بعد از تولد او، تو را، همه‌ی زندگی را، از دست می‌دادم، باور کن که هم‌آغوشی را ادامه نمی‌دادم و پَسَت می‌زدم. باشد که از من دلگیر می‌شدی و هیچ‌وقت نمی‌توانستم توضیحی برای رفتارم داشته باشم. پست می‌زدم. سعید منافی |  پیر مرگ

اتبوس پیر

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

اتبوس پیر

نویسنده: ریچارد براتیگان
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر مرکز
تاریخ انتشار: 1384
193 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    12,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

     

     چشم‏هایش مثل قالیچه‏های پاره پوره خیس شده بودند. مثل یک جور جاروبرقی عجیب سعی کردم دلداری‏اش بدهم. همه روضه‏های عهد بوقی را که به خیال خودمان برای کمک به دل‏های شکسته مردم می‏خوانیم، برایش از بر ردیف کردم، اما کلمات به هیچ دردی نمی‏خوردند. تنها فرقش این است که آدم صدای حرف زدن یک نفر دیگر را می‏شنود. وگرنه وقتی آدم کسی را که خیلی دوست دارد از دست می‏دهد و اخلاقش گه‏مرغی می‏شود، واقعا هیچ چیزی نیست که بشود به او گفت و خوشحالش کرد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر