![]() | من آن کارگر ریخته گر بودم که بر سد دار، فقط توانستم بانگ برآورم «من زندهام، مرگ بر شما پوسیدگان». محمود دولت آبادی | کلیدر (رقعی)کلیدر (پالتویی) | ![]() |
خاله
ناظم حكمت: ...خاله جون، عمو جون، | امضايی بدين كه بچهها كشته نشن، | تا بتونن شيرينی هم بخورن...
![]() | من آن کارگر ریخته گر بودم که بر سد دار، فقط توانستم بانگ برآورم «من زندهام، مرگ بر شما پوسیدگان». محمود دولت آبادی | کلیدر (رقعی)کلیدر (پالتویی) | ![]() |
ناظم حكمت: ...خاله جون، عمو جون، | امضايی بدين كه بچهها كشته نشن، | تا بتونن شيرينی هم بخورن...