چقدر میتوانیم صبور باشیم | تا دستی | که
تنور جنگ را گرم میکند | روزی | در دهان صلح
نان بگذارد؟شبنم آذر | خونماهی
ذره
من چهم شده، چهم شده، هیچ وقت آروم و قرار
ندارم، تو این پوست پیر و چروکیدهم بیرون
می جوشم و پخش می شم، از تو جمجمهم ، کاش
ذره ذره می شدم، ذره ذره تو هوا!