![]() | و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه | ![]() |
گذر
خسته نشو، بگذار از آنچه میگذرد و نمیگذرد، بگذری از برخی نگذشتنها
![]() | و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه | ![]() |
خسته نشو، بگذار از آنچه میگذرد و نمیگذرد، بگذری از برخی نگذشتنها