![]() | تو منو میبینی مثل اینکه من خودم حس بینایی تو هستم؟ ماتئى ویسنى یک | داستان خرسهای پاندا... | ![]() |
گناهکار
من گمان نمیکنم که از نمُردن افسوس بخورم، از این شرم کنم که پس از آنانی که میمیرند زنده بمانم، گمان نمیکنم خود را گناهکار بدانم، یا کمی شرم، و زمان بسیار کوتاهی، شرم بسیار کمی، بیش از این هیچ.








