ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

قصه جمعه

قصه جمعه

هر هفته از میان داستان‌های کوتاه رسیده به نشر ناکجا بهترین داستان، در روز جمعه بر وب‌سایت ناکجا منتشر می‌شود.

داستان‌های کوتاه خود را به همراه عکس و بیوگرافی خود برای ما ارسال کنید:

info@naakojaa.com

 


برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر