و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز |
او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از
من دوست بدارد؟شیوا شکوری | نه
مویرگ
فراموشی دارد در مویرگهایم راه میرود:
شبیه بیابانگردی که عمرش را بر سرِ طی کردن
گذاشته باشد، شبیه کسی که هی برود و برود و
در هر رفتن پیرامون را در خود فرو ببرد