![]() | او نمیتواند نداند، و هرگز خبری ندهد، هیچ پیغامی، هرگز، این از سوی او یک جنایت است، من چنین میگویم، نوعی جنایت، نادیده گرفتنِ زندگی آنانی که شما را دوست دارند، این یک نوع جنایت است، نمیدانم، چنین گمان میکنم. ژان لوک لاگارس | در خانهام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید | ![]() |
زندگینامه
آثار این نویسنده در ناکجا

ایزابل بروژ
خریدنویسنده: کریستیان بوبن
مترجم: پرویز شهدی

ژان دولوین
خریدنویسنده: ژاک تورنیه
مترجم: پرویز شهدی

شوالیهی ناموجود
خریدنویسنده: ایتالو کالوینو
مترجم: پرویز شهدی

جن
خریدنویسنده: آلن رب گریه
مترجم: پرویز شهدی

امیلی و پنهلوپه
خریدنویسنده: آلبرتو موراویا
مترجم: پرویز شهدی

ماجراهای شگفت انگیز
خریدنویسنده: ادگار آلن پو
مترجم: پرویز شهدی

عنکبوت
خریدنویسنده: هانری تراویا
مترجم: پرویز شهدی

نفوس مرده (گالینگور)
خریدنویسنده: نیکلای گوگول
مترجم: پرویز شهدی











برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر