![]() | من ناشر بدى هستم چون از کتاب متنفرم. راستش از نثر متنفرم. يا راست راستش، از نثر معاصر، رمانهاى امروزى، رمان اول، و بعدش رمان بعدى، اين همه امید و احساسات كه بايد ارزيابى كنم... هارولد پینتر | خیانت | ![]() |
زندگینامه
آثار این نویسنده در ناکجا
نقد
جملات منتخب
من دوست دارم غروب بیفته وسط سفر اگه اولش باشه دلم میگیره، اخرشم که باشه دیگه بدتر. از طلوع خورشید حرصم درمیاد. چون مال اونایی که فکر میکنند یا دوست دارن یه روز به جایی برسند، یا مال بدبختهایی که مجبورند دنبال یک لقمه نون بخور نمیر صبح زود از خونه بزن بیرون.












برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر