![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |

ناکجا با نمایشنامههایش زندگی را در گفتگویی جستجو میکند که میان آدمها شکل میگیرد، با تمام سرخوشیها و اضطرابها و بهانههایی برای ماندن. محسن یلفانی، ماتئی ویسنییِک و... هرآنچه را که در داستان توصیف میشود در نمایشنامه تصویر میکنند.















