![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |
انکار
چشم که میبندم | از انکار اولین کلمات میآیی
بخشى از انسان الهيه، همين بخش به انسان اجازه داده تا خدا رو انکار كنه.








