چقدر میتوانیم صبور باشیم | تا دستی | که
تنور جنگ را گرم میکند | روزی | در دهان صلح
نان بگذارد؟شبنم آذر | خونماهی
تهی
وحشی گذشتهام | با موهایی که زخمی کرده چار
نعل جاده را | از کنار دختران هراسیده از
خودشان | و از رحمی که درونشان را تهی کرده
بود | و حسی سنگین در دستان بزرگ مرد