رد پای برف تابلوغ ...نویسنده: سیدعلی صالحیاین کتاب را ببینیدخریداگر عشق | آخرین عبادت ما نیست | پس آمدهایم اینجا برای کدام درد بیشفا | شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟...
رد پای برف تابلوغ ...نویسنده: سیدعلی صالحیاین کتاب را ببینیدخریداگر عشق | آخرین عبادت ما نیست | پس آمدهایم اینجا برای کدام درد بیشفا | شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟...
چقدر میتوانیم صبور باشیم | تا دستی | که تنور جنگ را گرم میکند | روزی | در دهان صلح نان بگذارد؟ شبنم آذر | خونماهی
رخت به قامت آخرین مسیح | مرا میان آویز نگاهت به صلیب مکش | که مریم درونم | سالهاست در چشمانت | رخت عصمت خود را میشویدپروانه وحیدمنش | باورم را پاشویه کن (آخرین، آویز، درون، رخت، سال، صلیب، عصمت، قامت، مسیح، میان، نگاه، چشمانت) Tweet بین دو تا مبل فرورفته مینشینیم و یک بند رخت بین ما آویزان است. من خوشم میآید اما او نه!رامین پروین | یکی از زیر، دو تا از رو (آویزان، بین، خوش، دو، رخت، فرو، مبل، من، نه) Tweet
به قامت آخرین مسیح | مرا میان آویز نگاهت به صلیب مکش | که مریم درونم | سالهاست در چشمانت | رخت عصمت خود را میشویدپروانه وحیدمنش | باورم را پاشویه کن (آخرین، آویز، درون، رخت، سال، صلیب، عصمت، قامت، مسیح، میان، نگاه، چشمانت) Tweet
بین دو تا مبل فرورفته مینشینیم و یک بند رخت بین ما آویزان است. من خوشم میآید اما او نه!رامین پروین | یکی از زیر، دو تا از رو (آویزان، بین، خوش، دو، رخت، فرو، مبل، من، نه) Tweet