رد پای برف تابلوغ ...نویسنده: سیدعلی صالحیاین کتاب را ببینیدخریداگر عشق | آخرین عبادت ما نیست | پس آمدهایم اینجا برای کدام درد بیشفا | شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟...
رد پای برف تابلوغ ...نویسنده: سیدعلی صالحیاین کتاب را ببینیدخریداگر عشق | آخرین عبادت ما نیست | پس آمدهایم اینجا برای کدام درد بیشفا | شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟...
چقدر میتوانیم صبور باشیم | تا دستی | که تنور جنگ را گرم میکند | روزی | در دهان صلح نان بگذارد؟ شبنم آذر | خونماهی
ناشناخته کاش میمردم. چرا بترسم. مرگ گذشتن از مرز ناشناخته است. سرزمینی که تا در آن گام نگذاری آن را نمیبینی.محمد نوروزی | سوسک ها (ترس، سرزمین، مرز، مرگ، ناشناخته، ندیدن، کاش، گام، گذشتن) Tweet کنار ناشناختهها راه میروم | تو سایههای سرخ میاندازی | و هر صبح که آمادهترم | پنجههایت در من فروترند.شیوا شکوری | نه (آماده، سایه، سرخ، صبح، ناشناخته، پنجه، کنار) Tweet
کاش میمردم. چرا بترسم. مرگ گذشتن از مرز ناشناخته است. سرزمینی که تا در آن گام نگذاری آن را نمیبینی.محمد نوروزی | سوسک ها (ترس، سرزمین، مرز، مرگ، ناشناخته، ندیدن، کاش، گام، گذشتن) Tweet
کنار ناشناختهها راه میروم | تو سایههای سرخ میاندازی | و هر صبح که آمادهترم | پنجههایت در من فروترند.شیوا شکوری | نه (آماده، سایه، سرخ، صبح، ناشناخته، پنجه، کنار) Tweet