ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

    وقتی فاصله‌ی کمی بین ما بود، لب‌هایم طوری رفتار می‌کردند که انگار با کلمه نبود که به او سلام می‌دادم یا گفتگو می‌کردم، بلکه با همه‌ی حس وجودم مخاطب او می‌شدم. و صدایش را نه با گوش‌ها و شنوائیم می‌شنیدم که انگار با پوست تنم می‌شنیدم و معنا می‌کردم ابوتراب خسروی |  

نخست

چرا كه انسان‏ نخست مى‏‌ميرد، سپس به دنبال مرگش مى‏‌گردد و سرانجام آن را مى‏‌يابد، برحسب اتفاق، در مسير پرمخاطره نورى به نور ديگر، و به خود مى‏‌گويد: عجب، پس اين بود فقط.