ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

چقدر می‌توانیم صبور باشیم | تا دستی | که تنور جنگ را گرم می‌کند | روزی | در دهان صلح نان بگذارد؟ شبنم آذر |  خونماهی

چشم‌ها

با چشم‌هایت می‌خندیدی که تا امروز هیچ وقت فرو نریخته‌اند. هیچ‌ کدام از دردهایت را نگفتی. سفر نرفتی و هیچ وقت پدر برای تو نبود. تو اما همیشه بودی و خانه‌مان را که داشت فرو می‌ریخت، با وام و قرض ساختی.