آبی ماورای بحارنویسنده: شهریار مندنی پوراین کتاب را ببینیدخرید... رنج خود را گفت و به راه خود رفت، اما هنوز انگار هیچ از آن کابوس نگفنه و به راه خود رفته. من هم که دارم هنوز میگویم، و از کابوسم میگویم، کابوسم تا قوزک کابوسی که به ما ...
آبی ماورای بحارنویسنده: شهریار مندنی پوراین کتاب را ببینیدخرید... رنج خود را گفت و به راه خود رفت، اما هنوز انگار هیچ از آن کابوس نگفنه و به راه خود رفته. من هم که دارم هنوز میگویم، و از کابوسم میگویم، کابوسم تا قوزک کابوسی که به ما ...
راستش، اون چيزى كه من رو از گرفتن اين نامه و دادنش به تو منصرف كرد، اين بود كه فکر كردم من مىتونم كاملاً با تو بیگانه باشم. اون چيزى كه البته اين مرتيكهها نمىدونستن، و به هیچ عنوان هم نمىتونستن بدونن، اينه كه من شوهر تو هستم. (بیگانه، شوهر، فکر، منصرف، نامه، هیچ، گرفتن) هارولد پینتر۱۹۳۰انگلیسهارولد پینتر (۲۰۰۸-۱۹۳۰)، نویسنده، نمایشنامهنویس، بازیگر، کارگردان، و فعال سیاسیِ انگلیسی در محلهی هاکنی در شمال لندن متولد میشود. او در فضایی سرشار از یهودستیزی بزرگ میشود، و این مسئله نقشِ بسزایی در گرایش او به نمایشنامهنویسی دارد. با آغاز جنگ جهانی دوم، هنگامی که تنها نُه سال دارد، مجبور به ترک لندن میشود و در ...خیانتخریدنویسنده: هارولد پینترمترجم: نگار جواهریان، تینوش نظمجواین کتاب را ببینیدرابرت : ... تو انگار خوب متوجه نمیشی. تو انگار متوجه نمیشی که تمام این داستان اصلاً برام مهم نیست. درسته که یکی دو بار روی اِما دست بلند کردم. اما نه برای اینکه از اصولی دفاع کنم. این کارِمن برانگیخته از هیچ دیدگاهِ... اخلاقی نبوده. فقط دلم میخواسته یه فصل سیر کتکاش بزنم. تنش میخارید... میفهمی؟ چند برگ از ...برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر
هارولد پینتر۱۹۳۰انگلیسهارولد پینتر (۲۰۰۸-۱۹۳۰)، نویسنده، نمایشنامهنویس، بازیگر، کارگردان، و فعال سیاسیِ انگلیسی در محلهی هاکنی در شمال لندن متولد میشود. او در فضایی سرشار از یهودستیزی بزرگ میشود، و این مسئله نقشِ بسزایی در گرایش او به نمایشنامهنویسی دارد. با آغاز جنگ جهانی دوم، هنگامی که تنها نُه سال دارد، مجبور به ترک لندن میشود و در ...
خیانتخریدنویسنده: هارولد پینترمترجم: نگار جواهریان، تینوش نظمجواین کتاب را ببینیدرابرت : ... تو انگار خوب متوجه نمیشی. تو انگار متوجه نمیشی که تمام این داستان اصلاً برام مهم نیست. درسته که یکی دو بار روی اِما دست بلند کردم. اما نه برای اینکه از اصولی دفاع کنم. این کارِمن برانگیخته از هیچ دیدگاهِ... اخلاقی نبوده. فقط دلم میخواسته یه فصل سیر کتکاش بزنم. تنش میخارید... میفهمی؟ چند برگ از ...
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر