![]() | من دوست دارم غروب بیفته وسط سفر اگه اولش باشه دلم میگیره، اخرشم که باشه دیگه بدتر. از طلوع خورشید حرصم درمیاد. چون مال اونایی که فکر میکنند یا دوست دارن یه روز به جایی برسند، یا مال بدبختهایی که مجبورند دنبال یک لقمه نون بخور نمیر صبح زود از خونه بزن بیرون. یعقوب یادعلی | آداب بیقراری | ![]() |

شعر خودش میآید، ما تسلیماش میشویم و او کار خودش را میکند، عاشقی میکند، فریاد میزند، به سوگ مینشیند، با زبانی غیر معمول از تبسمی دلانگیز تا خیالی شورانگیز و گاه غمی، دردی، زخمی... شعر سنگر میشود و غریو پرشور رهایی سر میدهد... شعر را حافظ میگوید، خیام، سعدی، و وقتی نو میشود نیما، شاملو و فروغ و... در غرب شکسپیر، بودلر، لویی آراگون... و محمود درویش در فلسطین...

چهار سیاره در اتاقم
نویسنده: عاصف حسینی

پیامبر
خریدنویسنده: جبران خلیل جبران
مترجم: مهدی مقصودی

یک کاسه عسل
خریدنویسنده: ناظم حکمت
مترجم: رسول یونان

سرود نوشندگان آفتاب
خریدنویسنده: ناظم حکمت
مترجم: ایرج نوبخت

عشق بیپایان
خریدنویسنده: امانوئل روبلس
مترجم: اصغر نوری













