ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

شــعـــــر

شعر خودش می‌آید، ما تسلیم‌اش می‌شویم و او کار خودش را می‌کند، عاشقی می‌کند، فریاد می‌زند، به سوگ می‌نشیند، با زبانی غیر معمول از تبسمی دل‌انگیز تا خیالی شورانگیز و گاه غمی، دردی، زخمی... شعر سنگر می‌شود و غریو پرشور رهایی سر می‌دهد... شعر را حافظ می‌گوید، خیام، سعدی، و وقتی نو می‌شود نیما، شاملو و فروغ و... در غرب شکسپیر، بودلر، لویی آراگون... و محمود درویش در فلسطین...