![]() | وقتی مُرد، انگار یهباره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همهمون یه موقع وقتمون میشه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق میافته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور | خانه اجاره ای | ![]() |

شعر خودش میآید، ما تسلیماش میشویم و او کار خودش را میکند، عاشقی میکند، فریاد میزند، به سوگ مینشیند، با زبانی غیر معمول از تبسمی دلانگیز تا خیالی شورانگیز و گاه غمی، دردی، زخمی... شعر سنگر میشود و غریو پرشور رهایی سر میدهد... شعر را حافظ میگوید، خیام، سعدی، و وقتی نو میشود نیما، شاملو و فروغ و... در غرب شکسپیر، بودلر، لویی آراگون... و محمود درویش در فلسطین...

هنر غرق شدن
خریدنویسنده: بیلی کالینز
مترجم: مجتبی ویسی

هوا را از من بگیر خندهات را نه
خریدنویسنده: پابلو نرودا
مترجم: احمد پوری
نان را از من بگیر | اگر می خواهی هوا را از من بگیر | اما خنده ات را نه...

وامق و عذرا
خریدنویسنده: کار گروهی
این کتاب از منظومههای عاشقانهی ادب فارسی است و بهدست حسن ذوالفقاری و پرویز ارسطو تصحیح شده است.

کتاب کتاب
خریدنویسنده: جمال جمعه
مترجم: بهزاد باپیروند














