آههای من اول فقط تا مویِ سرم بالا میرفت، تا جایی که قادر به دیدن آن هم نیستم؛ من اما هر بار رفتنش را تصور میکردم و میدیدم که دوباره با بادها میرفت. رفیع جنید | هــــــا
آخرین رقص برگخریدنویسنده: فریده شجاعی این کتاب را ببینیدزندگی ما هم همینه، هنوز فصل ریزش برگ نیست، اما دیر یا زود از راه میرسه. بعضی از برگها زرد نشده از اصلشون جدا میشن، بعضیها هم تا آخرین روزهای پاییز به درخت میچسبن تا بارون به جبر اونا رو از تنه جدا کنه. وقتی بخوای در این مورد خوب تعمق کنی متوجه میشی هر دو راهشون یکیه، یعنی جدا شدن و برگشتن به چرخه حیات. منتها فرقشون اینه که ... نصیبخریدنویسنده: سیمین شیردل این کتاب را ببینیدگرمای ظهر تابستان آزاردهنده بود. با وجود این محکم چادرش را به خود پیچید و رویش را محکمتر از قبل گرفت. هرچند که نفس کشیدن برایش دشوار میشد، اما چارهای نداشت. صدای قدمها نزدیکتر و نزدیکتر میشد. در کمرکش کوچه ناگهان دست سنگینی او را از پشت در آغوش کشید. هول برش داشت و بیاختیار جیغ کشید... ستارهام بمان، پاییزانخریدنویسنده: مریم خداداد این کتاب را ببینیدوقتي تركم كردي تا مرز جنون پيش رفتم. بيشتر از اين رنج ميبردم كه نميتوانستم بفهمم چه حرفم يا چه كارم باعث شد سرانجاممون به اينجا ختم بشه. تو در نظر من كامل بودي. براي همين هم تمام ايرادها و نقصها رو تو خودم جستجو ميكردم... آینه وصالخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدتعطيلات نوروز و سيزده به در را به عزاداري و سر خاک فيروز سپري كردند. روز چهاردهم فروردين، صبح زود، با دلي آكنده از غم و اندوه، درحالي كه طلا، پاره جگرش را زير خاک سرد و سياه كرمانشاه تنها ميگذاشت آنجا را ترک كردند. گوهرتاج خانم و خانم نيكخواه همراه طلا و بچهها به قصرشيرين بازگشتند. دلداريهاي گوهرخانم و دوستان و محبتهاي رشيد خان در ... تنها، یک بار پرواز کنخریدنویسنده: نسرین قدیری این کتاب را ببینیدماهان چشمهاي سياه و نگرانش را به مادرش دوخت و دوباره پرسيد: مامان، ميگي چي كار كنم؟ عاشقش شدم. از دست اين عشق شب و روز ندارم. واي مامان، كمكم كن، كمكم كن. اونقدر نگو كه اون... فرار فروهرخریدنویسنده: اسماعیل فصیح این کتاب را ببینیدشوهر دوست فرنگیس (خواهر جلال) همراه با یک قوطی اسید و چاقو از آسایشگاه روانی فرار کرده و همسرش بسیار نگران است. مرد فراری دکتر فروهر است که تحقیقات زیادی در باب تاریخ و رسم و رسوم ایران انجام داده، جلال در پی دکتر فروهر، یادداشتهای او را میخواند. یاداداشتهای دکتر فروهر نگاهی گذرا به تاریخ ایران از هخامنش تا امروز است. ستارههای بینشانخریدنویسنده: نیلوفر لاری این کتاب را ببینیدداستان دختر فقیری است که به همراه مادر و خواهرانش زندگی میکند. به خاطر اشتباه خواهرش زندگی خانواده دچار تلاطم میشود. شکوه به جرم نکرده راهی زندان میشود، از زندان فرار میکند، راهی اصفهان میشود، پس از مشقتهای بسیار با پسری آشنا میشود و... مژده وصل خریدنویسنده: علیرضا رحیمی بروجردی این کتاب را ببینیدراز موفقيت چيست؟ چگونه ميتوان به آرامش رسيد؟ آيا ميتوان موفقيت همراه با آرامش داشت؟ مژده وصل عنوان سه مجموعه كتاب با نامهای مختلف است که رهرو عاشق ميخواهد با کمک آن از كوير خشک و تشنه زندگي به سلامت عبور كند و تنها بهانهاي كوچک ميخواهد براي چنين سفري. از قبیلهی لیلیخریدنویسنده: نیلوفر مالک این کتاب را ببینیدكتاب از قبيله ليلي شامل ده داستان كوتاه به هم پيوسته است كه نام هر يک از آنها به نام شخصيت زن همان داستان است. البته داستانها هر كدام به طور مجزا يک زندگي را شامل ميشوند. زندگي زنهايي با فرهنگ و طرز تفكر و نوع زندگي متفاوت كه حالا هر كدام به نحوي زندگيشان دچار اخلال شده است. هفت شهر عشقخریدنویسنده: مریم منصوری این کتاب را ببینیدکتاب هفت شهر عشق یادداشتهای روزانه مریم منصوری از سفر حج است که با نثر ساده و روایی به بیان احساسات و عواطف نویسنده در مراحل مختلف سفر به سرزمین وحی پرداخته است. … 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 …
آخرین رقص برگخریدنویسنده: فریده شجاعی این کتاب را ببینیدزندگی ما هم همینه، هنوز فصل ریزش برگ نیست، اما دیر یا زود از راه میرسه. بعضی از برگها زرد نشده از اصلشون جدا میشن، بعضیها هم تا آخرین روزهای پاییز به درخت میچسبن تا بارون به جبر اونا رو از تنه جدا کنه. وقتی بخوای در این مورد خوب تعمق کنی متوجه میشی هر دو راهشون یکیه، یعنی جدا شدن و برگشتن به چرخه حیات. منتها فرقشون اینه که ...
نصیبخریدنویسنده: سیمین شیردل این کتاب را ببینیدگرمای ظهر تابستان آزاردهنده بود. با وجود این محکم چادرش را به خود پیچید و رویش را محکمتر از قبل گرفت. هرچند که نفس کشیدن برایش دشوار میشد، اما چارهای نداشت. صدای قدمها نزدیکتر و نزدیکتر میشد. در کمرکش کوچه ناگهان دست سنگینی او را از پشت در آغوش کشید. هول برش داشت و بیاختیار جیغ کشید...
ستارهام بمان، پاییزانخریدنویسنده: مریم خداداد این کتاب را ببینیدوقتي تركم كردي تا مرز جنون پيش رفتم. بيشتر از اين رنج ميبردم كه نميتوانستم بفهمم چه حرفم يا چه كارم باعث شد سرانجاممون به اينجا ختم بشه. تو در نظر من كامل بودي. براي همين هم تمام ايرادها و نقصها رو تو خودم جستجو ميكردم...
آینه وصالخریدنویسنده: زهره ضیایی این کتاب را ببینیدتعطيلات نوروز و سيزده به در را به عزاداري و سر خاک فيروز سپري كردند. روز چهاردهم فروردين، صبح زود، با دلي آكنده از غم و اندوه، درحالي كه طلا، پاره جگرش را زير خاک سرد و سياه كرمانشاه تنها ميگذاشت آنجا را ترک كردند. گوهرتاج خانم و خانم نيكخواه همراه طلا و بچهها به قصرشيرين بازگشتند. دلداريهاي گوهرخانم و دوستان و محبتهاي رشيد خان در ...
تنها، یک بار پرواز کنخریدنویسنده: نسرین قدیری این کتاب را ببینیدماهان چشمهاي سياه و نگرانش را به مادرش دوخت و دوباره پرسيد: مامان، ميگي چي كار كنم؟ عاشقش شدم. از دست اين عشق شب و روز ندارم. واي مامان، كمكم كن، كمكم كن. اونقدر نگو كه اون...
فرار فروهرخریدنویسنده: اسماعیل فصیح این کتاب را ببینیدشوهر دوست فرنگیس (خواهر جلال) همراه با یک قوطی اسید و چاقو از آسایشگاه روانی فرار کرده و همسرش بسیار نگران است. مرد فراری دکتر فروهر است که تحقیقات زیادی در باب تاریخ و رسم و رسوم ایران انجام داده، جلال در پی دکتر فروهر، یادداشتهای او را میخواند. یاداداشتهای دکتر فروهر نگاهی گذرا به تاریخ ایران از هخامنش تا امروز است.
ستارههای بینشانخریدنویسنده: نیلوفر لاری این کتاب را ببینیدداستان دختر فقیری است که به همراه مادر و خواهرانش زندگی میکند. به خاطر اشتباه خواهرش زندگی خانواده دچار تلاطم میشود. شکوه به جرم نکرده راهی زندان میشود، از زندان فرار میکند، راهی اصفهان میشود، پس از مشقتهای بسیار با پسری آشنا میشود و...
مژده وصل خریدنویسنده: علیرضا رحیمی بروجردی این کتاب را ببینیدراز موفقيت چيست؟ چگونه ميتوان به آرامش رسيد؟ آيا ميتوان موفقيت همراه با آرامش داشت؟ مژده وصل عنوان سه مجموعه كتاب با نامهای مختلف است که رهرو عاشق ميخواهد با کمک آن از كوير خشک و تشنه زندگي به سلامت عبور كند و تنها بهانهاي كوچک ميخواهد براي چنين سفري.
از قبیلهی لیلیخریدنویسنده: نیلوفر مالک این کتاب را ببینیدكتاب از قبيله ليلي شامل ده داستان كوتاه به هم پيوسته است كه نام هر يک از آنها به نام شخصيت زن همان داستان است. البته داستانها هر كدام به طور مجزا يک زندگي را شامل ميشوند. زندگي زنهايي با فرهنگ و طرز تفكر و نوع زندگي متفاوت كه حالا هر كدام به نحوي زندگيشان دچار اخلال شده است.
هفت شهر عشقخریدنویسنده: مریم منصوری این کتاب را ببینیدکتاب هفت شهر عشق یادداشتهای روزانه مریم منصوری از سفر حج است که با نثر ساده و روایی به بیان احساسات و عواطف نویسنده در مراحل مختلف سفر به سرزمین وحی پرداخته است.