![]() | حکم تیر از روی مناره که میآید | چشمهای تو همراه من است علیرضا بهنام | صدایم كن خضرا | ![]() |
آه
آههای من اول فقط تا مویِ سرم بالا میرفت، تا جایی که قادر به دیدن آن هم نیستم؛ من اما هر بار رفتنش را تصور میکردم و میدیدم که دوباره با بادها میرفت.
![]() | حکم تیر از روی مناره که میآید | چشمهای تو همراه من است علیرضا بهنام | صدایم كن خضرا | ![]() |
آههای من اول فقط تا مویِ سرم بالا میرفت، تا جایی که قادر به دیدن آن هم نیستم؛ من اما هر بار رفتنش را تصور میکردم و میدیدم که دوباره با بادها میرفت.